بانکها و خلق پول به زبان ساده؛ تحلیل یک اقتصاددان
روایت یک اقتصاددان از فرآیند خلق پول در نظام بانکی
در اقتصاد ایران، «خلق پول» توسط بانکها به یک اتهام همیشگی تبدیل شده است. بسیاری از مسئولان و حتی مردم، ریشه تمام مشکلات اقتصادی را در همین یک موضوع میبینند. اما آیا واقعیت داستان همین است؟
داوود سوری، اقتصاددان، در تحلیلی به این موضوع پرداخته و نگاهی متفاوت را ارائه میدهد. او معتقد است که اساساً عملکرد بانک بر «خلق و امحای (از بین بردن) پول» استوار است و این نه تنها یک امر مذموم یا کشف عجیب در ایران نیست، بلکه «هنر» بانکداری است.
بانکها چگونه به رشد اقتصادی کمک میکنند
به گفته سوری، بانکها با انتقال درآمد بین خانوارها و بنگاهها در طول زمان (انتقال بینزمانی)، فرصت سرمایهگذاری و در نتیجه، رشد اقتصادی را فراهم میکنند.
مشکل اصلی، نفسِ «خلق پول» نیست؛ مشکل واقعی زمانی آغاز میشود که نرخ رشد خلق پول، از نرخ رشد اقتصادی کشور پیشی میگیرد.
دو نوع پول که باید بشناسیم
برای درک بهتر موضوع، باید بین دو نوع پول تفاوت قائل شویم:
پول بانک مرکزی (پایه پولی یا پول پرقدرت): این پولی است که توسط حاکمیت (بانک مرکزی) خلق میشود و ما آن را به صورت سکه و اسکناس میبینیم. این پول در واقع «سند بدهی دولت» به دارنده آن است و هیچگاه ریسک نکول (عدم پرداخت) ندارد، زیرا دولت همیشه میتواند با مالیات یا چاپ پول بیشتر، آن را تسویه کند.
پول بانکها (اعتبار بانکی): این پولی است که بانکهای تجاری خلق میکنند و به شکل اعتبار در حسابهای بانکی ما وجود دارد. این پول، برخلاف پول بانک مرکزی، «ریسک نکول» دارد، یعنی همواره احتمال ورشکستگی بانک و ناتوانی در پرداخت بدهی وجود دارد.
ناهنجاری در اقتصاد ایران: باور به ورشکست نشدن بانکها
سوری به یک ناهنجاری «دولتساخته» در اقتصاد ایران اشاره میکند: این باور که «بانک هیچگاه ورشکست نمیشود». در سالهای گذشته، دولت بار ورشکستگی حتی موسسات مالی غیرمجاز را نیز به دوش کشیده (و در واقع به دوش مردم انداخته است). این باور غلط، باعث کژگزینی، پذیرش ریسکهای بالاتر توسط بانکها و کاهش رقابت سالم شده است.
«خلق پول» دقیقاً چگونه اتفاق میافتد
خلق پول توسط بانک مرکزی: به سادگی با چاپ اسکناس یا دادن اعتبار به دولت یا بانکها انجام میشود.
خلق پول توسط بانک: دقیقاً از لحظهای که بانک به شما پیام میدهد «وام شما به حسابتان واریز شد»، پول خلق شده است. شما احساس میکنید قدرت خرید دارید.
بانک این مبلغ را از جایی «نمیآورد»، بلکه آن را به صورت حسابداری در حساب شما «ایجاد» میکند. در مقابل، زمانی که شما اقساط وام را بازپرداخت میکنید، آن پول «امحا» یا نابود میشود. بانکها دائماً در حال خلق و امحای پول هستند تا چرخه اقتصاد بگردد.
«لنگر» کنترل بانکها چیست
شاید به نظر برسد بانکها میتوانند بینهایت پول خلق کنند، اما اینطور نیست. بانکها برای خلق پول (وام دادن) به «پول پرقدرت» (پول بانک مرکزی) نیاز دارند. این نیاز مانند یک «لنگر» جلوی حرکت کشتی بانک را میگیرد.
بانکها به دو دلیل اصلی به پول پرقدرت نیاز دارند:
ذخیره قانونی: در ایران بانکها موظفند حدود ۱۵ درصد از سپردههای خود را (با سود صفر) نزد بانک مرکزی نگه دارند.
تسویه بینبانکی و نقدینگی: وقتی شما پول را از بانکی به بانک دیگر منتقل میکنید، یا زمانی که میخواهید سپرده خود را نقد کنید، بانک باید از پول پرقدرت برای این کار استفاده کند.
ریشه واقعی رشد نقدینگی کجاست
از این رو، ریشه اصلی رشد نقدینگی (تورمزا)، نه خودِ وام دادن بانکها، بلکه رشد «پایه پولی» (پول پرقدرت) است. پایه پولی نیز معمولاً به سه دلیل رشد میکند:
جبران کسری بودجه دولت از طریق استقراض از بانک مرکزی.
افزایش داراییهای خارجی بانک مرکزی.
اضافهبرداشت خود بانکها از بانک مرکزی (که اغلب ناشی از مشکلات ساختاری است).
سیاستهای اشتباهی که بانکها را منفعل کرد
در اقتصاد ما، سیاستهای دستوری عملاً بانکها را به عنصری منفعل تبدیل کردهاند:
نرخ سود دستوری: تعیین نرخ سود تسهیلات پایینتر از نرخ تورم.
تسهیلات تکلیفی: اجبار بانکها به پرداخت وام به بخشهای مشخص.
این وضعیت باعث شده بانک از ابزار اصلی خود (نرخ سود) برای انتخاب مشتری محروم باشد و برای وامهای ارزانقیمت، صفهای طولانی ایجاد شود.
راهحل اشتباهتر: «کنترل ترازنامه»
برای مقابله با این وضعیت، بانک مرکزی از اواخر سال ۱۳۹۹ به یک سیاست دستوری دیگر به نام «کنترل مقداری ترازنامه» روی آورده است. این یعنی برای هر بانک سقف تعیین میکند که چقدر میتواند وام بدهد.
به گفته سوری، این سیاست که در جهان منسوخ شده، ناکارآمد است و اثرات جانبی منفی دارد:
این سیاست نتوانسته جلوی رشد نقدینگی را بگیرد.
به صورت ناعادلانه، بانکهای سالم را بیشتر از بانکهای ناسالم تحت فشار قرار داده است (کژگزینی).
صرفاً «شکل» خلق نقدینگی را تغییر داده نه «مقدار» آن را.
نتیجهگیری: دولت در نقش متهم اصلی
تحلیل سوری نشان میدهد وقتی بانک از پرداخت تسهیلات به بخش خصوصی منع میشود، اما در مقابل مجبور است «اوراق بدهی دولت» را بخرد، در عمل بخش خصوصی و مردم از تسهیلات محروم میشوند.
در این چرخه، دولت ابتدا با خلق پول (پایه پولی) و ایجاد تورم، یک بار از جیب مردم برداشت میکند؛ سپس با تعیین نرخ سود دستوری، همان بانکها را وسیله قرار میدهد تا تتمه پسانداز مردم را نیز ارزانقیمت جمعآوری کرده و در اختیار دولت قرار دهد.





دیدگاهتان را بنویسید