کوزموپولیتیسم (مکتب جهانوطنی): فلسفهای فراتر از مرزهای ملی
به گزارش پول بانک ، کوزموپولیتیسم (Cosmopolitanism) یا مکتب جهانوطنی، جریان فکری و ادبی است که در قرن بیستم توسط والری لاربو (Valery Larbaud) و پل موران (Paul Morand)، دو نویسنده و شاعر فرانسوی، شکل گرفت. این مکتب بر این اصل استوار است که انسانها باید خود را شهروندان یک جهان واحد بدانند و تمامی نقاط زمین را وطن خویش […]
به گزارش پول بانک ، کوزموپولیتیسم (Cosmopolitanism) یا مکتب جهانوطنی، جریان فکری و ادبی است که در قرن بیستم توسط والری لاربو (Valery Larbaud) و پل موران (Paul Morand)، دو نویسنده و شاعر فرانسوی، شکل گرفت. این مکتب بر این اصل استوار است که انسانها باید خود را شهروندان یک جهان واحد بدانند و تمامی نقاط زمین را وطن خویش بشمارند.
مفهوم جهانوطنی: فراتر از ملیت و مرزها
کوزموپولیتیسم از دو واژهی یونانی «کوزموس» (Cosmos به معنای جهان) و «پولیتس» (Polis به معنای شهر) تشکیل شده و بهمعنای «شهروند جهانی» است. پیروان این مکتب معتقدند:
انسانها فارغ از ملیت، نژاد و فرهنگ، باید یکدیگر را هموطن بدانند.
ادبیات و فرهنگ باید جهانی شود و از محدودیتهای ملی فراتر رود.
وحدت فرهنگی و ادبی، پیشنیاز صلح و همزیستی جهانی است.
این ایده در واکنش به ملیگرایی افراطی قرن هجدهم و نوزدهم ظهور کرد؛ زمانی که برخی نویسندگان، ادبیات را منحصر به یک ملت میدانستند و با تحریک احساسات ملیگرایانه، مرزهای فرهنگی را تقویت میکردند. در مقابل، جهانوطنیها معتقد بودند شاعر و نویسنده باید از فرهنگهای مختلف الهام بگیرد و ادبیات را متعلق به تمام بشریت بداند.
ویژگیهای مکتب جهانوطنی
۱. گسترش افقهای فرهنگی: نویسندگان این مکتب با سفر به کشورهای مختلف، سعی در درک زبان، اندیشه و احساسات مردمان گوناگون داشتند. به همین دلیل، بسیاری از آثار آنان شبیه سفرنامههای ادبی است.
۲. تمرکز بر انسان مدرن: آنان از نگاه به گذشته گریزان بودند و معتقد بودند تفکرات قدیمی با دنیای پرشتاب و صنعتی امروز سازگار نیست.
۳. تسلط بشر بر طبیعت: یکی از درونمایههای اصلی آثار جهانوطنیها، قدرت روزافزون انسان بر طبیعت و فناوری بود.
۴. طرد ملیگرایی افراطی: این مکتب مخالف محدودکردن ادبیات به مرزهای ملی بود و به جای آن، همگرایی فرهنگی را تبلیغ میکرد.
جهانوطنی در عصر حاضر
اگرچه جهانوطنی در آغاز یک جریان ادبی بود، امروزه به یک فلسفهی سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است. در دنیای جهانیشدهی امروز، ایدههایی مانند:
حقوق بشر فراملی
مهاجرت آزاد
همکاریهای بینالمللی
برآمده از همین اندیشه هستند. با این حال، منتقدان معتقدند جهانوطنی ممکن است به کمرنگشدن هویتهای محلی بینجامد.
جمعبندی: ادبیات بدون مرز
مکتب جهانوطنی خواستار عبور از محدودیتهای ملی و ایجاد پیوندی فرامرزی میان انسانها بود. اگرچه این ایده در سیاست با چالشهای زیادی روبهروست، اما در عرصهی فرهنگ و ادبیات توانست دیدگاههای جدیدی را به ارمغان آورد. در عصری که ارتباطات، جهان را به دهکدهای کوچک تبدیل کرده، شاید امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه






دیدگاهتان را بنویسید