ضرورت تعادل در نرخ سود بانکی برای ثبات بورس- ثبات بورس در گرو تنظیم تعادلی نرخ سود بانکی
ضرورت تنظیم تعادلی نرخ سود بانکی برای ثبات بورس به گزارش پول بانک، یک کارشناس بانکی معتقد است تعیین نرخ سود بانکی، صرفاً عددگذاری نیست؛ بلکه هنری است برای ایجاد تعادل میان مهار تورم، پشتیبانی از تولید و حفظ جذابیت بازار سرمایه. نرخ سود؛ قیمت پول و کانال انتقال سیاست پولی در شرایطی که اقتصاد […]
ضرورت تنظیم تعادلی نرخ سود بانکی برای ثبات بورس
به گزارش پول بانک، یک کارشناس بانکی معتقد است تعیین نرخ سود بانکی، صرفاً عددگذاری نیست؛ بلکه هنری است برای ایجاد تعادل میان مهار تورم، پشتیبانی از تولید و حفظ جذابیت بازار سرمایه.
نرخ سود؛ قیمت پول و کانال انتقال سیاست پولی
در شرایطی که اقتصاد ایران همزمان با تورم، رکود نسبی در بخشهای مولد و نوسانات بازار سرمایه مواجه است، بحث نرخ سود بانکی به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری تبدیل شده است. دکتر محمدعلی سبحانی، کارشناس ارشد بانکی، با تأکید بر نقش این متغیر کلیدی میگوید: نرخ سود بانکی در حکم «قیمت پول» است؛ عددی که تنها به سپردهها و تسهیلات محدود نمیشود، بلکه بر هزینه سرمایه شرکتها، رفتار سرمایهگذاران و مسیر نقدینگی در اقتصاد نیز اثر مستقیم میگذارد. به گفته او، این نرخ از طریق کانالهای مختلف سیاست پولی بر انتظارات تورمی، نرخهای وامدهی و حتی ارزشگذاری داراییها تأثیر میگذارد و همین پیوندها ضرورت دقت در تنظیم آن را دوچندان میکند.
پیامدهای افزایش افراطی نرخ سود
سبحانی درباره تبعات جهشهای بیمحابای نرخ سود توضیح میدهد: افزایش بیش از اندازه، ضمن کاهش قدرت تقاضای مؤثر و کندسازی سرمایهگذاری، ریسک نکول را نیز بالا میبرد و بخشی از نقدینگی را از بازار سهام به سمت سپردههای بانکی میکشاند. نتیجه این جابهجایی، افت نقدشوندگی، کاهش اشتهای ریسک و تضعیف توان تأمین مالی بنگاهها از مسیر بازار سرمایه است. او تأکید میکند که در چنین شرایطی، منابع از ابزارهای مولد و بلندمدت فاصله میگیرند و به سمت گزینههای کمریسک بانکی میروند؛ اتفاقی که به افت عمق بازار و کاهش کارایی تخصیص سرمایه میانجامد.
هزینه تأمین مالی و اثر بر صورتهای مالی شرکتها
این کارشناس ارشد بازار سرمایه میافزاید: ماجرا فقط خروج پول از بورس نیست؛ نرخهای بالاتر مستقیماً هزینه تأمین مالی شرکتها را افزایش میدهد. بنگاههایی که به تسهیلات برای توسعه خطوط تولید یا سرمایه در گردش نیاز دارند، با بالا رفتن هزینه پول با مانع جدی روبهرو میشوند. بازتاب این فشار در صورتهای سود و زیان شرکتها مشهود است و در نهایت حاشیه سود را کاهش میدهد؛ موضوعی که جذابیت بنیادی سهام را پایین آورده و سیگنال منفی به ارزشگذاریها مخابره میکند.
پرهیز از سیاستهای دستوری و لزوم رصد دادهمحور
سبحانی با انتقاد از سیاستگذاریهای صرفاً دستوری تأکید میکند: راهحل، تثبیت تصنعی و پایین نگه داشتن غیرمنطقی نرخ سود نیست. اگر فاصله نرخ سود با واقعیتهای تورمی بیش از حد شود، نقدینگی به بازارهای موازی مانند ارز، طلا و مسکن کوچ میکند. چنین جابهجایی نه تولید را تقویت میکند و نه ثبات میآورد؛ بلکه با تشدید سفتهبازی، تورم را بالا میبرد و بورس را نیز به حاشیه میراند.
نسخه تعادلی؛ همسویی با تورم و پشتیبانی از تولید
به گفته این کارشناس، نقطه مطلوب جایی است که نرخ سود، از یک سو با روند تورم و ریسکهای سیستماتیک هماهنگ باشد و از سوی دیگر، هزینه تأمین مالی را به سطحی قابلتحمل برای بنگاهها برساند. او توصیه میکند تصمیمگیران با رصد مستمر دادههای تورمی، شرایط تأمین مالی، وضعیت بازار سرمایه و نشانههای رفتاری نقدینگی، بهصورت پویا و مرحلهای اقدام کنند تا ضمن مهار تورم، مسیر رشد تولید و جذابیت بورس نیز حفظ شود.






دیدگاهتان را بنویسید