×
  • تورم ۱۲۰ درصدی مواد غذایی؛ چشم‌انداز دستمزد کارگران در سال جاری

  • کد نوشته: 380611
  • 13 بهمن 1404
  • 5 بازدید
  • ۰
  • پیش‌بینی تورم شدید در بازار مواد غذایی و تأثیر آن بر حقوق کارگران فروکاستن اعتراض‌های گسترده مردم و به‌ویژه مزدبگیران به صرفاً مشکلات معیشتی، نوعی ساده‌سازی مسئله است. آنچه کارگران، بازنشستگان و طبقات فرودست را بیش از هر چیز به اعتراض واداشته، نداشتن حق مشارکت در تعیین سرنوشت و نادیده گرفته شدن در تصمیمات کلان […]

    تورم ۱۲۰ درصدی مواد غذایی؛ چشم‌انداز دستمزد کارگران در سال جاری

    پیش‌بینی تورم شدید در بازار مواد غذایی و تأثیر آن بر حقوق کارگران

    فروکاستن اعتراض‌های گسترده مردم و به‌ویژه مزدبگیران به صرفاً مشکلات معیشتی، نوعی ساده‌سازی مسئله است. آنچه کارگران، بازنشستگان و طبقات فرودست را بیش از هر چیز به اعتراض واداشته، نداشتن حق مشارکت در تعیین سرنوشت و نادیده گرفته شدن در تصمیمات کلان اجتماعی و سیاسی است.

    اگر تشکل‌ها، سندیکاها و نهادهای برخاسته از دل جامعه واقعاً در فرآیند تصمیم‌سازی نقش داشتند، بحران معیشت تا این اندازه عمیق و فراگیر نمی‌شد. امروز حقوق ۱۵ میلیون تومانی یک بازنشسته کارگری، پس از سال‌ها کار طاقت‌فرسا، تنها معادل خرید حدود ۷ کیلو گوشت قرمز است؛ بازنشسته‌ای که حتی با پس‌انداز کل حقوق یک‌سال خود نیز قادر به خرید یک سکه طلا نیست.

    وقتی صدای او شنیده نمی‌شود، وقتی حقی برای اعتراض و اعتصاب به رسمیت شناخته نشده و حتی «دستی از دور» هم بر آتش ندارد، ناچار است خاموش و بی‌صدا نظاره‌گر فروپاشی تدریجی زندگی‌اش باشد. تورم از تمام مرزهای پیشین عبور کرده و به بالاترین سطوح خود در بیش از ۸۰ سال اخیر، پس از جنگ جهانی دوم، رسیده است؛ وضعیتی که کارگران و بازنشستگان را به زیر خط بقا سوق داده، جایی بسیار پایین‌تر از خط فقر مطلق.

    در چنین شرایطی، قدرت خرید کارگران دست‌کم ۴۰ درصد کاهش یافته، اما دولت و تصمیم‌گیران سطوح بالادست، بدون مشارکت نمایندگان واقعی طبقات آسیب‌پذیر، همچنان یک‌جانبه تصمیم می‌گیرند. حذف ناگهانی ارز ترجیحی، آن هم در میانه اعتراض‌های مردمی، نمونه‌ای از همین رویکرد است؛ تصمیمی که به‌صورت خودسرانه اعلام شد اثر آن بر معیشت مردم فقط ۵۰۰ هزار تومان است و با اختصاص کالابرگ یک میلیون تومانی، سفره‌ها حفظ می‌شود.

    این ادعاها در حالی مطرح می‌شود که قیمت دلار از ۱۶۰ هزار تومان عبور کرده و حتی آمارهای رسمی مرکز آمار ایران نیز از شتاب بی‌وقفه تورم حکایت دارد. تورمی که همه سطوح زندگی را درنوردیده و نشانه‌ای از مهار آن دیده نمی‌شود.

    بر اساس اعلام مرکز آمار، تورم نقطه‌ای کل در دی‌ماه حدود ۶۰ درصد و تورم نقطه به نقطه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها به ۹۰ درصد رسیده است؛ افزایشی که بخش عمده آن نتیجه حذف ارز ترجیحی است و آثارش همچنان ادامه دارد. در بهمن‌ماه نیز گرانی کالاهای خوراکی و به تبع آن سایر کالاها و خدمات متوقف نشده است. به‌نظر می‌رسد دولت، کمبود منابع و کسری‌های خود را مستقیماً از سفره‌های خالی فرودست‌ترین اقشار جامعه جبران می‌کند.

    فرامرز توفیقی، فعال کارگری، در این‌باره می‌گوید دولت عملاً نقش «آتش‌بیار معرکه» را ایفا می‌کند. به گفته او، اگر از پیش می‌دانستند آزادسازی نرخ ارز باعث جهش قیمت‌ها می‌شود، چه برنامه‌ای برای مدیریت تبعات آن داشتند؟ آیا تاب‌آوری جامعه و توان تحمل مزدبگیران سنجیده شده بود؟

    او تأکید می‌کند دولت نه ابزار مهار تورم را در اختیار دارد و نه اراده‌ای جدی برای کنترل بازار دیده می‌شود. به گفته توفیقی، دولت حتی برای کارفرمایان و صنعتگران نیز راهکار مشخصی ندارد و صرفاً به گفتاردرمانی بسنده کرده؛ روشی که دیگر کارایی ندارد.

    این فعال کارگری هشدار می‌دهد که تشدید و تداوم گرانی امری اجتناب‌ناپذیر شده و هم‌زمان، حق اعتراض نیز بیش از هر زمان دیگری از گروه‌های مختلف، به‌ویژه کارگران و مزدبگیران، سلب شده است. وقتی اعتراض با برچسب‌های امنیتی سرکوب می‌شود، نتیجه روشن است: قیمت‌ها بدون هیچ مانعی به مسیر صعودی خود ادامه می‌دهند.

    توفیقی که محاسبات مستقلی از سبد معیشت خانوارهای کارگری ارائه می‌دهد، درباره ماه‌های پیش‌رو می‌گوید:
    «تا پایان سال، به‌راحتی شاهد تورم بالای ۱۲۰ درصد در بخش خوراکی‌ها خواهیم بود. سبد معیشت تصنعی شورای‌عالی کار که اسفند سال گذشته ۲۴ میلیون تومان محاسبه شده بود، حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت به حدود ۶۰ میلیون تومان می‌رسد؛ در حالی‌که سبد معیشت واقعی بسیار بالاتر از این ارقام است، بسیار بالاتر.»

    برآیند این وضعیت بحرانی، ناامیدی عمیق کارگران و بازنشستگانی است که چشم‌اندازی جز آینده‌ای تیره پیش روی خود نمی‌بینند. محمدزاده، یک بازنشسته کارگری با حقوق ۱۵ میلیون تومانی، می‌گوید اگر تغییری در شرایط ایجاد نشود، راهی برای ادامه زندگی باقی نمی‌ماند. او زندگی خود را در دو واژه خلاصه می‌کند: «ناتوانی و شرمندگی».

    مشاهدات میدانی نیز عمق فاجعه را نشان می‌دهد؛ در قصابی‌های تهران، گوشت گوسفندی کمتر از کیلویی یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان یافت نمی‌شود و در بسیاری از مغازه‌ها قیمت به نزدیک دو میلیون تومان رسیده است. با حقوقی که فقط کفاف خرید چند کیلو گوشت را می‌دهد، یک کارگر حداقل‌بگیر یا بازنشسته بیمار چگونه می‌تواند با آرامش زندگی کند؟ چگونه شب‌ها با خیال آسوده بخوابد و به کدام روزنه امید دل ببندد تا دست‌کم به چند ماه آینده، نه آینده‌ای دور، امیدوار باشد؟

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *