واقعیت تلخ یارانه ۷۰۰ هزار تومانی؛ فاصله عمیق با هزینههای زندگی
در پی موج جدید گرانیها و افزایش ناگهانی قیمت ارز که اعتراض شهروندان و فعالان بازار را به دنبال داشت، دولت با یک وعده معیشتی جدید به میدان آمده است: یارانه ۷۰۰ هزار تومانی. اما آیا این مبلغ در واقعیت میتواند سفرههای کوچک شده مردم را ترمیم کند یا صرفاً یک واکنش شتابزده برای آرام کردن فضای جامعه است؟
کالابرگ الکترونیکی؛ طرحی برای همه
محمد قاسمی، معاون سازمان برنامه و بودجه، اخیراً در رسانه ملی از طرحی پردهبرداری کرد که بر اساس آن، نه تنها ۶۰ میلیون یارانهبگیر فعلی، بلکه حتی کسانی که در سال گذشته از فهرست حذف شده بودند، مشمول دریافت کالابرگ شوند.
نکات کلیدی این طرح:
مبلغ پیشنهادی: حداقل ۷۰۰ هزار تومان به ازای هر نفر در ماه.
منابع مالی: استفاده از ارز ترجیحی و استقراض از صندوق توسعه ملی.
هدف: بهبود فوری قدرت خرید مردم در مواجهه با تورم.
از این ستون به آن ستون؛ منطق اقتصادی یا واکنش هیجانی
کارشناسان اقتصادی نگاه چندان مثبتی به این تغییرات ناگهانی ندارند. علی مزیکی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، معتقد است این تصمیمات بیش از آنکه پایه علمی داشته باشند، واکنشی به فشارها هستند.
او هشدار میدهد که پرداخت چنین مبالغی بدون پشتوانه مالی محکم، مانند صادر کردن یک «چک بیمحل» است. وقتی بانک مرکزی مستقل نباشد، دولت با چاپ پول یا ایجاد اعتبار بیپشتوانه، نقدینگی را افزایش میدهد که خود این کار میتواند در نهایت به موج جدیدی از تورم دامن بزند.
مقایسه تلخ: ۴۵ دلار دیروز در برابر ۵ دلار امروز
یک نگاه گذرا به تاریخچه یارانهها در ایران، واقعیت عجیبی را آشکار میکند. در سالهای دور، یارانه ۴۵ هزار تومانی معادل ۴۵ دلار ارزش داشت. اما امروز دولت در تلاش است با پرداختی که ارزش آن کمتر از ۵ دلار است، رضایت عمومی را جلب کند.
مهرداد دارانی، کارشناس رفاه اجتماعی، در این باره میگوید:
«۷۰۰ هزار تومان حتی پول یک کیلو گوشت یا دو کیلو برنج مرغوب هم نمیشود! اینگونه طرحها به جای کارکرد اقتصادی، بیشتر جنبه پوپولیستی (عوامگرایانه) دارند و تغییری بنیادین در کیفیت زندگی خانوادهها ایجاد نمیکنند.»
راهکار چیست؟ حمایت هدفمند یا پخش عمومی پول
منتقدان بر این باورند که دولت باید به جای پخش کردن مبالغ ناچیز بین دهها میلیون نفر، تمرکز خود را بر گروههای واقعاً نیازمند (تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی) بگذارد.
پیشنهادات کارشناسان برای خروج از این وضعیت:
حمایت متمرکز: پرداخت مبالغ قابلتوجه (مانند ۱۰ میلیون تومان) تنها به دهکهای کاملاً ضعیف.
دستمزد عادلانه: شاغلان و بازنشستگان باید حقوقی دریافت کنند که آنها را از دریافت یارانه بینیاز کند.
اصلاح تدریجی قیمتها: بازگشت به سیاست افزایش آرام و سالانه قیمتهای کلیدی (مانند بنزین) متناسب با نرخ تورم و دستمزدها، مشابه تجربههای موفق گذشته.
به نظر میرسد راه حل بحران فعلی، نه در وعدههای میلیونی و طرحهای شتابزدهای مثل «بنزین شهروندی»، بلکه در کنترل نرخ ارز و ایجاد ثبات اقتصادی نهفته است. مردم بیش از آنکه به یارانههای ۵ دلاری نیاز داشته باشند، به بازگشت ارزش پول ملی و قدرت خرید واقعی چشم دوختهاند.
