واگذاری بدون معیار دقیق؛ تجربهای که به شکست میانجامد
امیر نوژن یونسیان، معاون سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع ایران (ایمیدرو) در نشست تخصصی روشهای واگذاری مدیریت یا بهرهبرداری با اشاره به مزایای واگذاری در سطح بینالمللی گفت: «یکی از مهمترین مزایای واگذاری، انتقال تکنولوژی است که اهمیت ویژهای دارد. علاوه بر این، واگذاری میتواند ریسکها را توزیع و بهرهوری را افزایش دهد.»
وی افزود: «تجربیات بینالمللی مانند آب بولیوی و دارالسلام تانزانیا نشان میدهد که عدم وجود طرح قوی و نظارت کافی باعث شکست واگذاریها شده است. تا زمانی که شاخصهای سنجش درست تعیین نشده باشد، واگذاری محکوم به شکست است.»
یونسیان تأکید کرد: «هنگام واگذاری باید روشن شود مشکل ما مدیریت است یا سرمایه؟ آیا شاخصهای سنجش مشخص شدهاند؟ آیا مجموعهای که مدیریت آن واگذار میشود، زیرساخت و ظرفیت مدیریت را دارد یا خیر؟ واگذاری یک ابزار است، نه هدف.»
وی همچنین یادآور شد: «نمیتوان یک مدل واحد را برای همه مجموعهها تکرار کرد. شرایط هر مجموعه متفاوت است و مدل مناسب آن باید جداگانه تعیین شود.»
امین میرزایی، مدیر اقتصادی شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران (ایمپاسکو) نیز در این نشست بیان کرد: «برخی بنگاهها در گذشته موفق بودند، اما امروز دیگر شرایط گذشته برقرار نیست. دلایل آن میتواند شامل عدم توان جذب نیروی انسانی، کمبود دانش فنی و سرمایه در گردش ناکافی باشد. برای خرید محصول نیز ممکن است نیاز به مناقصه باشد و تا این تشریفات رعایت نشود، مزیت از دست میرود.»
میرزایی ادامه داد: «در این شرایط، شرکتهای دولتی از بازار عقب میمانند. نمونههای زیادی داریم که شرکت مزیت داشت اما نتیجه مطلوب حاصل نشد. راهبرد مشخص کمک میکند تا نقاط ضعف از طریق بخش خصوصی جبران شود و یک مشارکت برد-برد شکل گیرد.»
وی با اشاره به چالش جذب نیروی انسانی گفت: «در کارخانهها ممکن است امکانات و تجهیزات موجود باشد، اما نیروی متخصص به دلیل سقف حقوق دولتی جذب نمیشود. همین موضوع مانع موفقیت شده است.»
میرزایی افزود: «در مدلهای گذشته پیمان مدیریت، هنوز تشریفات زیادی وجود داشت، اما در مدل جدید راهبری، تلاش شده تشریفات کنار گذاشته شود و با دیدگاه بخش خصوصی تولید انجام شود. در این مسیر، مزیت بخش دولتی و خصوصی ادغام شده و مشارکت شکل میگیرد.»
فرشاد حقپناه، رئیس ستاد راهبری اصلاح نظام بنگاهداری صندوقهای بازنشستگی نیز در نشست گفت: «همه ما دغدغه اصلاح نظام بنگاهداری صندوقهای بازنشستگی را داریم و افزایش بهرهوری و مولدسازی را میخواهیم، اما موفقیتها محدود بوده است. شرایط اقتصادی ما را مجبور میکند تا برای هر بنگاه نسخه متفاوتی اجرا کنیم.»
وی توضیح داد: «ممکن است یک بنگاه نیاز به احیا، یک بنگاه واگذاری، یک بنگاه انحلال و یک بنگاه دیگر پیمان مدیریت داشته باشد. سلیقه مدیران نباید القا کند که همه بنگاهها یک مسیر اصلاح را طی کنند. منافع سهامداران و بازنشستگان باید معیار تصمیمگیری باشد.»
حقپناه افزود: «مدیران صندوقها باید پیشنهاد دهند و نمونههایی از شرکتهایی که امکان نجات دارند معرفی کنند تا مسیر اصلاح مشخص شود. تجربه شخصی من نیز جالب بود؛ من به نمایندگی بخش خصوصی معرفی شدم، اما طرف مقابل به جای مذاکره با من، با خودشان مذاکره میکردند. باید نمونههای موفق را نشان دهیم تا نگاه منفی نسبت به مشارکت عمومی و خصوصی اصلاح شود.»
رئیس ستاد راهبری اصلاح نظام بنگاهداری تاکید کرد: «حتی بهترین افراد در دولت تضمینی برای موفقیت نیستند، اما اگر مدیران توانمند در کنار بخش خصوصی قرار گیرند، میتوان بخش زیادی از مشکلات را حل کرد.»
