به گزارش پول بانک
به گزارش خبرنگار مهر، بازار ارز پس از دورهای پرشتاب از نوسانات و ثبت رکوردهای قیمتی، این روزها به فازی نسبتاً آرامتر رفته و نوسانات روزانه کاهش یافته است؛ قیمت دلار در محدوده ۲۶۳ هزار تومان نگه داشته میشود و این وضعیت باعث شکلگیری گمانهزنیهای متعددی درباره سیاستهای ارزی بانک مرکزی شده است. فعالان بازار و معاملهگران بازار فردایی دو دیدگاه کاملاً متضاد درباره رفتار اخیر بازارساز مطرح میکنند. گروهی بر این باورند که سیاستگذار پولی با مداخله فعال و تزریق ارز، برای حفظ سطح قیمتها و کفسازی در این کانال تلاش میکند تا از بروز نوسانات ناگهانی جلوگیری کند و کانال ۲۶۰ هزار تومانی را به عنوان سطح حمایتی پایدار تثبیت شده تلقی کند.
دو منظر درباره هدفگذاریهای سیاستی و پیامهای رئیس کل
در مقابل، تحلیل دقیقتر رفتار سیاستگذار و سیگنالهای صریح رئیسکل بانک مرکزی تصویری کاملاً متفاوت را نشان میدهد؛ تصویری که حاکی از این است که ثبات بازار به معنای پذیرش کف فعلی قیمتها نیست و بلکه بستری برای تخلیه حبابهای انباشتهشده ناشی از هیجانات سیاسی است.
بررسیهای عمیقتر سیگنالهای ارزی از مقامات نشان میدهد که بانک مرکزی قصد تکرار اشتباهات گذشته را ندارد و برخلاف برخی ذهنیتهای رایج میان سفتهبازان، منابع ارزی کشور صرف حمایت از سطوح کاذب و متورم نخواهد شد. تجربه تاریخی بازار ارز در سال ۱۳۹۷ گواهی روشن بر این مدعاست؛ دورانی که پس از اوجگیری ناگهانی نرخها و رسیدن به قلههای قیمتی در اثر شوکهای غیربنیادی، بازار با فروکش کردن فضای روانی دچار ریزش شد و دولت و بانک مرکزی نیز هیچگونه مداخلهای برای جلوگیری از افت نرخ یا کفسازی مصنوعی انجام ندادند.
آن تجربه نشان داد که رها شدن بازارهای حبابی به حال خود، چگونه میتواند به سقوط به کانالهای پایینتر و زیانهای سنگینی به خریداران در سقف قیمت منجر شود. اکنون هم مواضع رئیسکل بانک مرکزی با تأکید بر اینکه قیمتهای فعلی به هیچوجه کف پایدار بازار محسوب نمیشوند، پیامی روشن به سفتهبازان است مبنی بر اینکه ورود به بازار در سطوح فعلی، با ریسکهای جدی همراه است.
سیمای سیاستگذاری ارزی و احتمال تغییر فاز بازار
یکی از مؤلفههای کلیدی وضعیت فعلی، بررسی رفتار بازار پس از فروکش کردن هیجانات سیاسی و تنشهای ژئوپلیتیکی است. در هفتههای اخیر، جهش قیمت دلار در بازار غیررسمی بیش از هر چیز به امواج انتظارات تورمی و اخبار تنشآلود وابسته بوده است.
با پایان یافتن این موجهای روانی و آرامگرفتن تنشها، آنچه بیش از پیش آشکار میشود، این است که قیمتهای بازار آزاد با واقعیتهای متغیرهای پولی همسو نیستند. رفتار عادی بازارها پس از کنار رفتن تقاضای احتیاطی و مصرفکنندگان واقعی این است که بازار دستبهدست بین دلالان بچرخد و به دلیل نبود خریدار پایدار، ممکن است حمایتها بشکند و بازار با افت شدید روبهرو شود. از این رو، کاهش دامنه نوسان در روزهای اخیر نباید به عنوان نقطه تعادل پایدار تلقی شود؛ این دوره نشاندهنده آمادگی فعالان برای تعدیل قیمتی به سمت پایین است.
ریسک ورود به معاملات ارزی در نرخهای سقف، موضوع دیگری است که زنگ خطر را برای خریداران خرد و نوسانگیران به صدا درآورده است. وقتی داراییای در سطوح قیمتی تاریخی مانند ۲۶۳ هزار تومان معامله میشود، نسبت سود به زیان بالقوه آن برای خریداران جدید به شدت نامساعد خواهد بود. کسانی که با تحلیلهای نادرست مبنی بر کفسازی بانک مرکزی وارد این بازار میشوند، عملاً با بزرگترین حباب ممکن مواجه میشوند.
طبق شواهد تاریخی و تحلیلهای تکنیکال، در صورت گشایشهای سیاسی، بهبود در درآمدهای نفتی یا وصول مطالبات بلوکهشده ارزی، سد قیمتی بازار به راحتی خواهد شکست و احتمال سقوط آزاد دلار به سطوحی پایینتر، حتی تا نصف ارقام کنونی، دور از انتظار نیست. همانگونه که در سال ۱۳۹۷ بسیاری از افراد در سقف قیمتی اقدام به خرید کرده و پس از افت قیمت سرمایههایشان را از دست دادهاند، تکرار این سناریو در شرایط فعلی نیز به شدت محتمل است.
در چارچوب تغییر رویکرد حکمرانی ارزی کشور نیز به شفافتر شدن این وضعیت کمک قابل توجهی شده است. برخلاف تصور گروههایی که عرضه مستمری در بازار را ارزپاشی به نفع حفظ کف قیمتی میدانند، راهبرد کنونی سیاستگذار پولی مدیریت نوسانات شدید از طریق پاسخگویی به تقاضاهای واقعی تجاری و هدایت نقدینگی به سامانههای رسمی است. بانک مرکزی تأکید دارد که بازار غیررسمی با عمق کم خود نباید به لنگر انتظارات تبدیل شود و هرگونه مداخله برای تثبیت یا حمایت از قیمتهای نجومی در بازار آزاد، بهمثابه هدررفت منابع استراتژیک ملی محسوب میشود. به بیان رئیسکل بانک مرکزی، بازارساز قرار نیست ریسک سرمایهگذاری پرریسک سفتهبازان را بیمه کند؛ بلکه با تخلیه هیجانات و تقویت متغیرهای واقعی، اجازه دستیابی به نرخهای واقعی و منطقی را فراهم میکند.
جمعبندی رویدادهای میدانی و اظهارات رسمی نشان میدهد فضای بازار ارز بیش از هر زمان دیگری در حال گذار به فازی متفاوت است. سکون شکننده دلار در کانال ۲۶۰ هزار تومانی، دامی روانی برای معاملهگرانی است که تفاوت میان آرامش موقت بازار و کفسازی پایدار را درک نکردهاند. با توجه به اراده سیاستگذار برای جلوگیری از حمایت مصنوعی قیمتها و تجربه افتهای شدید در شرایط مشابه، احتمال فروپاشی این سطح قیمتی و حرکت به سمت نرخهای تعادلی واقعی بسیار بالا است. بنابراین سفتهبازان و خریدارانی که با رؤیای کسب سود بیشتر در نرخهای سقف وارد میشوند، باید خود را برای مواجهه با ریسکهای سنگین و زیانهای جبرانناپذیر ناشی از ریزشهای ناگهانی آماده کنند.
