چرخه معیوب دلار و طلا؛ بانک مرکزی به بازگرداندن اعتماد فراخوانده شد
در حالی که هیچ رویداد ویژه سیاسی، نظامی یا اقتصادی جدیدی در تقویم کشور ثبت نشده، سرعت کاهش ارزش ریال در یک ماه اخیر بسیاری از کارشناسان را شگفتزده کرده است. جمشید عدالتیان، اقتصاددان برجسته، معتقد است آنچه امروز در بازار ارز میگذرد، بیش از آنکه ریشه در واقعیتهای اقتصادی داشته باشد، ناشی از یک «طوفان روانی» و انتظارات تورمی است.
نوسان ارز؛ وقتی شایعه بر واقعیت غلبه میکند
به گفته این اقتصاددان، نبرد اصلی اکنون در ذهن مردم است، نه در ترازوی عرضه و تقاضا. اگرچه محدودیت عرضه اسکناس وجود دارد، اما این عامل به تنهایی نمیتواند جهشهای اخیر را توجیه کند.
پیشگوییهای خودمحققشونده: انتشار شایعاتی درباره قیمتهای نجومی دلار در ماههای آینده، باعث شده تا مردم حتی با وجود کاهش قدرت خرید، برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت بازار ارز هجوم ببرند.
سایه واهی جنگ: عدالتیان معتقد است شایعه احتمال درگیری نظامی، محرک دیگری برای تبدیل داراییها به طلا و ارز شده است؛ در حالی که شواهد عینی برای وقوع یک جنگ گسترده وجود ندارد.
چرخه معیوب بیاعتمادی و ارزهای خانگی
یکی از بزرگترین چالشهای بانک مرکزی، «بحران اعتماد» است. بدقولیهای گذشته در پرداخت سود ارزی به صورت ریالی، باعث شده تا مردم به جای سپردهگذاری، دلارها را در خانهها انبار کنند.
ثروت ۳۰ میلیارد دلاری در خانهها: برآوردها نشان میدهد حدود ۳۰ میلیارد دلار ارز راکد در دست مردم است.
الگوی ترکیه: در کشور ترکیه حدود ۸۰ میلیارد دلار از پساندازهای ارزی مردم به چرخه اقتصادی بازگشته است. اگر بانک مرکزی ایران بتواند اعتماد را بازگرداند، این حجم عظیم از ارز میتواند بازار را به ثبات کامل برساند.
راهکار چیست؟ مدیریت هوشمندانه به جای تماشای بازار
عدالتیان معتقد است دولت و بانک مرکزی نباید اجازه دهند فضای روانی بازار را سوداگران مدیریت کنند. ۱. تغییر جو روانی: بانک مرکزی باید با ابزارهای تبلیغاتی و عملیاتی ثابت کند که روند صعودی متوقف خواهد شد. ۲. ابزارهای نوین مالی: ایجاد صندوقهای درآمد ثابت ارزی و صندوق پروژهها گام مثبتی است، به شرطی که ضمانتهای اجرایی قوی برای جلب دوباره اعتماد مردم وجود داشته باشد. ۳. کنترل سوداگری: واقعیت این است که قدرت خرید عامه مردم به شدت افت کرده و تقاضای واقعی کاهش یافته است؛ بنابراین نوسانات فعلی عمدتاً ناشی از موجسواری سوداگران است که باید با روشهای تنظیمی کنترل شود.
بازگشت به منطق اقتصادی
سرعت فعلی کاهش ارزش پول ملی پدیدهای کمسابقه است که با هیچ متر و معیار اقتصادی (نقدینگی و تورم سالانه) همخوانی ندارد. تنها راه خروج از این وضعیت، اطمینانبخشی به جامعه و نشان دادن این واقعیت است که هیچ دلیل بنیادی برای جهشهای بیشتر قیمت دلار وجود ندارد.
