نماد سایت پول بانک

بورس تهران و خطر انتظارات نابجا

بورس تهران و خطر انتظارات نابجا

انتظارات نابجا و چالش‌های پیش روی بورس تهران

امیربهداد سلامی، کارشناس اقتصادی، در یادداشتی به بررسی عمیق مشکلات ریشه‌ای بازار سرمایه ایران پرداخته است. او معتقد است که با وجود نقش حیاتی بورس در اقتصاد، انتظارات نادرست از این نهاد باعث شده تا سازمان بورس از وظایف اصلی خود دور شود. این یادداشت به بررسی این انتظارات و راه‌حل‌های لازم برای بازگرداندن بورس به مسیر درست خود می‌پردازد.

وظیفه واقعی سازمان بورس چیست

بر اساس قانون، سازمان بورس و اوراق بهادار یک نهاد تنظیم‌گر، ناظر و تسهیل‌گر است. وظایف اصلی این سازمان شامل موارد زیر می‌شود:

شفافیت: تضمین دسترسی عادلانه به اطلاعات برای همه سرمایه‌گذاران.

کارایی: ایجاد بستری برای معاملات روان و کشف قیمت منصفانه.

حفاظت از سرمایه‌گذاران: حمایت از حقوق سرمایه‌گذاران، به ویژه سهامداران خرد.

توسعه بازار: معرفی ابزارهای مالی جدید و زیرساخت‌های نوین.

در واقع، سازمان بورس نه مسئولیتی در قبال کنترل شاخص، نه تضمین سود شرکت‌ها، و نه کنترل تورم یا نرخ ارز دارد. وظیفه اصلی آن، فراهم کردن یک «زمین بازی عادلانه» برای همه فعالان اقتصادی است.

انتظارات نادرست و پیامدهای آن

در عمل، سازمان بورس با انتظاراتی روبرو است که فراتر از اختیارات قانونی آن است. این انتظارات نادرست، ریشه در ضعف سایر نهادها و سیاست‌های کلان دارد:

پاسخگویی در قبال نوسان شاخص: وقتی بازار بورس با افت شدید روبرو می‌شود، بسیاری از مردم و حتی مقامات انتظار دارند که سازمان بورس با تزریق پول، شاخص را کنترل کند. اما واقعیت این است که شاخص بورس، آینه‌ای از اقتصاد کلان است و نوسانات آن تحت تأثیر عوامل خارج از کنترل سازمان بورس مثل تورم، نرخ ارز و سیاست‌های پولی بانک مرکزی قرار دارد.

ضمانت سود شرکت‌ها: از سازمان بورس انتظار می‌رود که سودآوری شرکت‌ها را تضمین کند یا در قیمت‌گذاری محصولات آن‌ها دخالت کند. در حالی که سود شرکت‌ها به عملکرد مدیریتی، رقابت و سیاست‌های وزارتخانه‌های مربوطه بستگی دارد. فشار برای قیمت‌گذاری‌های دستوری نه تنها سود شرکت‌ها را کاهش می‌دهد، بلکه به رانت و فساد نیز دامن می‌زند.

مسئولیت تأمین مالی: بسیاری از سازمان‌ها از بورس انتظار دارند که مشکلات تأمین مالی پروژه‌های بزرگ را حل کند، در حالی که این مشکل ریشه در نظام بانکی، قوانین مالیاتی و فضای نامناسب کسب‌وکار دارد. بورس تنها ابزارها و زیرساخت‌های لازم برای تأمین مالی را فراهم می‌کند، اما نمی‌تواند مشکلات عمیق اقتصادی را حل کند.

استقلال مخدوش و عواقب آن

فشارهای غیرقانونی بر سازمان بورس باعث می‌شود که این نهاد از وظایف اصلی خود دور شود و اعتبارش به عنوان یک نهاد مستقل خدشه‌دار شود. این دخالت‌ها در فرآیندهای پذیرش شرکت‌ها، تصمیم‌گیری‌های نظارتی و حتی اخراج شرکت‌های زیان‌ده، توانایی سازمان را در حفظ کیفیت بازار کاهش می‌دهد. نتیجه این وضعیت، کاهش شفافیت، آسیب به اعتماد سرمایه‌گذاران و انحراف منابع است.

راهکار برون‌رفت از این وضعیت

برای حل این مشکلات، یک رویکرد جامع و همکاری همه‌جانبه لازم است:

مدیران سازمان بورس: باید وظایف واقعی سازمان را به روشنی به همه اطلاع‌رسانی کرده و در برابر فشارهای غیرقانونی مقاومت کنند.

سایر نهادهای دولتی: باید نقش سازمان بورس را به رسمیت بشناسند و از دخالت در امور آن بپرهیزند. حل مشکلات ریشه‌ای اقتصاد مثل تورم و کسری بودجه، از هرگونه اقدام دیگری در بورس موثرتر است.

فعالان بازار و مردم: باید با افزایش سواد مالی خود، انتظارات واقع‌بینانه‌تری از بورس داشته باشند و درک کنند که بازار سرمایه، آینه‌ای از اقتصاد واقعی کشور است.

در نهایت، بازگرداندن بورس به مسیر اصلی خود، نیازمند شفافیت در نقش‌ها، مسئولیت‌پذیری جمعی و جدیت در اجرای قوانین است. تنها در این صورت است که بورس می‌تواند به رسالت واقعی خود در کمک به رشد اقتصاد کشور عمل کند.

خروج از نسخه موبایل