رضا صوفیانی : بازار سرمایه، راهکاری ارزشمند برای خروج از بحرانها
رضا صوفیانی کارشناس بازار سرمایه در گفتگو با پولبانک به بررسی فرصتها و موانع بازار سرمایه در راستای تامین مالی شرکتها در شرایط فعلی اقتصاد پرداخت. امروزه با توجه به اینکه نرخ بازده بدون ریسک در کشور ما حوالی 38 الی 41 درصد براورد میشود، نرخ تامین مالی در کشور نیز طبیعتا بیش از این […]
رضا صوفیانی کارشناس بازار سرمایه در گفتگو با پولبانک به بررسی فرصتها و موانع بازار سرمایه در راستای تامین مالی شرکتها در شرایط فعلی اقتصاد پرداخت.
امروزه با توجه به اینکه نرخ بازده بدون ریسک در کشور ما حوالی 38 الی 41 درصد براورد میشود، نرخ تامین مالی در کشور نیز طبیعتا بیش از این عدد خواهد بود و در چنین شرایطی تمامی کسبوکارهایی که حاشیه سودشان کمتر از این نرخ باشد، توجیهپذیری خود را از دست خواهند داد و محکوم به شکست خواهند بود.
در واقع بالا بردن نرخ بازده بدون ریسک که با هدف سیاستهای انقباضی در راستای کاهش تورم صورت میپذیرد، خود به نوعی در یک چرخه باطل تبدیل به تورمی پنهان میشود؛ به این صورت که کسبوکارها برای حفظ توجیهپذیری خود ناچار به افزایش قیمتها خواهند بود و این چرخه باطل به نوعی تبدیل به یک رکود تورمی میگردد که امروزه کشور ما به شدت با این بحران در حال دست و پنجه نرم کردن است. حل معضل رکود تورمی نیازمند سیاستگذاریهای بلندمدت است؛ چرا که در کوتاهمدت صرفا یا میتوان با ایجاد سیاستهای انبساطی نظیر پرداخت یارانه یا کاهش نرخ بهره، رکود را برطرف نمود ولی تورم را افزایش داد و یا میتوان با سیاستهای انقباضی نظیر افزایش نرخ بهره، تورم را مهار کرد ولی بهای آن افزایش رکود است.
در حقیقت راهکار حل معضل رکود تورمی، توجه به سیاستهای طرف عرضه نظیر سرمایهگذاری در تولید و فناوری، اصلاح نظام مالیاتی، رفع انحصار در بازارها و از همه مهمتر توجه ویژه به بازار سرمایه است.
بازار سرمایه اساسا و به لحاظ علمی باید محل تامین مالی با سررسید بلندمدت باشد؛ خواه این ابزار از جنس بدهی باشند یا از جنس سهام. اگر در چنین شرایطی سیاستگذاران کشور ضمن ایجاد ثبات در اقتصاد و پیشبینیپذیر نمودن متغیرهای اقتصادی، بتوانند کارایی اطلاعاتی، عملیاتی و تخصیصی بازار سرمایه را افزایش دهند به این معنا که دانش قیمتگذاری سهام در میان فعالان بازار تعمیق گردد و موانعی نظیر دامنه نوسان و یا هر تصمیمی که مانعی برای پویایی و کارایی بازار است از میان برداشته شود و سازمان بورس اوراق بهادار به کمک ابزارهای نوین نظارتی مانع از تخلفات احتمالی گردد، در اینصورت با تزریق سرمایههای خرد و کلان به بازار سرمایه، بنگاههای متوسط و بزرگ اقتصادی میتوانند از طریق بازار سرمایه بدون خلق نقدینگی تامین مالی خود را انجام دهند و سرمایهگذاری در تولید به معنای واقعی کلمه صورت پذیرد.
پر واضح است که سرمایهگذاری در تولید و رشد تولید، هم کاهنده تورم و هم کاهنده رکود خواهد بود. هرچند که چنین سیاستی نیازمند برنامهریزی بلندمدت در سطح کلان اقتصاد است، ممکنترین راهکار برای حل مشکلات فعلی قلمداد میگردد.
قطعا اتخاذ تصمیمات مهمی نظیر حذف دامنه نوسان معاملات بازار سرمایه، مقابله با انحصار در بازارها و غلبه بر تحریمها و مواردی از این دست نیازمند شجاعت و جسارت و برنامهریزی اصولی است اما ما امروزه چارهای جز اتخاذ تصمیمات مهم نداریم و زمان آن رسیدهاست که در این فصل جدید از تاریخ پرعزت کشورمان، برای برطرف نمودن مشکلاتی که تا به حال برطرف نشده، تصمیمات و اقداماتی صورت پذیرد که تا به حال صورت نپذیرفته است. همچنین این نکته نیز نباید مغفول بماند که پویایی بازار پول و بازار سرمایه و نهادهای مالی نوین نظیر صندوقهای پژوهش و فناوری در صورتی که منجر به خلق ابزارهای تامین مالی با نرخهای بهینه گردد، میتواند به عنوان یک قوه محرک در راستای رفع هرچه سریعتر مشکلات فعلی عمل نماید.





دیدگاهتان را بنویسید